يارب مرا ياري بده ، تا خوب آزارش دهم
هجرش دهم ، زجرش دهم ، خوارش کنم ، زارش کنم
از بوسه هاي آتشين ، وز خنده هاي دلنشين
صد شعله در جانش زنم ، صد فتنه در کارش کنم
در پيش چشمش ساغري ، گيرم ز دست دلبري
از رشک آزارش دهم ، ازغصه بيمارش کنم
بندي به پايش افکنم ، گويم خداوندش منم
چون بنده در سوداي زر ، کالاي بازارش کنم
گويد ميفزا قهر خود ، گويم بکاهم مهر خود
گويد که کمتر کن جفا ، گويم که بسيارش کنم
هر شامگه در خانه اي ، چابکتر از پروانه اي
رقصم بر بيگانه اي ، وز خويش بيزارش کنم
چون بينم آن شيداي من ، فارغ شد از سوداي من
منزل کنم در کوي او ، باشد که ديدارش کنم
گيسوي خود افشان کنم ، جادوي خود گريان کنم
با گونه گون سوگندها ، بار دگر يارش کنم
چون يار شد بار دگر ، کوشم به آزار دگر
تا اين دل ديوانه را راضي ز آزارش کنم
سيمين بهبهاني
نوشته شده توسط قربان زاده در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 ساعت 18:1 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

کلک مشکین تو روزیکه زمایاد کند
ببرداجـردو صد بنده که آزاد کند
فهرست اصلی
دوستان
قلم یاز
انجمن نویسندگان شوط
طلوع محمد
کلک خیال انگیز
خیال آبی
سپیده کوچولو
قلم ما
مهاجر
سایت 1
سایت2
حرفهاي دل مصي
بهترین کدهای جاوا
ادبستان
انجمن شاعران ایران
ماکو نیوز
آوای ایرانی
گنج غزل
به حقیقت بنویس
هنر برتر
پیام میشو
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
طراح قالب
POWERED BY
www.hadikazemiweb.blogfa.com