این شعر بسیار زیبا را خانم حمیده سلیلمانی فندقلو دوست فرهیخته و وبلاگ نویسم از اخوان ثالث برایم انتخاب و ارسال نموده بود. در این پست جهت استفاده عزیزان تقدیم می دارم .

 با تشکر از خانم حمیده سلیلمانی فندقلو

 

عید آمد و ما خانه ی خود را نتکاندیم

گردی نستردیم و غباری نفشاندیم

دیدیم که در کسوت بخت آمده نوروز

از بیدلی او را ز درِ خانه براندیم

هر جا گذری غلغله ی شادی و شور است

ما آتش اندوه به آبی ننشاندیم

آفاق پر از پیک و پیام است، ولی ما

پیکی ندواندیم و پیامی نرساندیم

احباب کهن را نه یکی نامه بدادیم

و اصحاب جوان را نه یکی بوسه ستاندیم

من دانم و غمگین دلت، ای خسته کبوتر

سالی سپری گشت و تو را ما نپراندیم

صد قافله رفتند و به مقصود رسیدند

ما این خرک لنگ ز جویی نجهاندیم

ماننده ی افسونزدگان، ره به حقیقت

بستیم و جز افسانه ی بیهوده نخواندیم

از نه خم گردون بگذشتند حریفان

مسکین من و دل در خم این زاویه ماندیم

طوفان بتکاند مگر " امید " که صد بار

عید آمد و ما خانه ی خود را نتکاندیم


مهدی اخوان ثالث