تصوير روياي من

كاش مي شد ..

كاش مي شد همه چيز را نوشت .

كاش مي شد قلم را در بند نكرد.

كاش مي شد همه چيز را گفت .

كاش مي شد سفره دل خويش را پيش همگان باز كرد .

كاش مي شد همگان وهركس را به نقـد كشيد.

كاش مي شد همه جا فرياد برآورد وگفت :

من اينگونه فكر مي كنم !!

...اگر چنين بود ..

اگر چنين بود چه حاجت به ترك ديار خويش بود.

اگر چنين بود حقيقت چرا اين همه تلخ مي بود .

اگر چنين بود چه نيازي به سوگند وقسم بود.

اگر چنين بود هرگزعقده ي دلها به يكباره پاره نمي شد .

اگر چنين بود، چه نيازي به تزويرريا بود.

اگر چنين بود درب دكان ريا كاران براي هميشه تخته مي شد .

آري

   كاش مي شد ...!

واگرچنين بود

مي ديدي كه :

همه لبخند به چهر

همه آكنده به مهر

همه درصلح وصفا

همه درجود و سخا

همه درعشق و وفا

بيزار، از جوروجفا

دلها همه يكرنگ

تهی از نیرنگ

زندگي پاك وزلال در جام

چه گوارا بود  ايام به كام