تفسیر داغ سینه به ابعاد درد نیست
تفسیر داغ سینه به ابعاد درد نیست
چشمم اگر به غير فتد، كورميكنم
ازخويشتن براي ابد دور مي كنم
چون سجده برتقدس تو،جاري نگاه
بر بسترغرور تو، مجبور مي كنم
هرلحظه ايكه داشت مرارنگ باوري
آن لحظه را به نام تو منظورمي كنم
حرمت نگاهـــداشته ام اهل راز را
چشم ادب به جانب منصورمی کنم
تفســیر داغ سینه به ابعاد درد نیست
ناجور با بهانه ی تو جور می کنم
جزمن سمندری نشناسد شرارعشق
خون بردل شقایق مغرور می کنم
هر چند آبروی دلم می رود ، ولی
هردیده را که خیره شود،کورمیکنم
باباد گفته ام که نه باکم ز،رسم تست
خاکسترم که دردل خود"طور"میکنم
چنگ مرا شکست اگردست روزگار
تعمیر آن برای تو منـظور می کنم
دیوانگی به رسم بیابان مجاز نیست
این برگ را به نام تو ممهورمی کنم
بار دگر به تیشه خون ، بیستون دل
زیر هزار وسوسه مستور می کنم
گلدان شب به اختر احساس دیده ام
"شیدا" صفت به یاد تو پرنورمی کنم
ازمحمد شیدایی ذزفولی
کلک مشکین تو روزیکه ز ما یاد کند