ابياتي چند از اشعار بلند سرمد
ابياتي چند از اشعار بلند سرمد
اي دوستان من كه بزندان نشسته ايد گريان بكام دشمن خندان نشسته ايد
ني ني بكام دشمن گريان نئيــد بل گــريان بنامـرادي ايــران نشسته ايد
آبستن است وتاچه نهدبرزمين زمان چون طفل درمشيمه بزهدان نشسته ايد
زندان براي مردم آزاده ننگ نيست اي نيك نامـتان كه بــزندان نشسته ايد
آنجاكه خائينن به خيانت ستاده اند پيداست خود شما به چه بهتان نشسته ايد
آنجا كه قائــمين به اغـيار قائدند غم نيست گرچه با غم حـرمان نشسته ا يد
دردوره ايكه طبل تهي مغزناطق است آن به كه خامش از غـم دوران نشسته ايد
درعرصه اي كه پـشه كـند جلوه عقاب آن به كه پرشكسته ز جــولان نشسته ايد
قسمتي ازشعربلند سرمد
درجريان هاي سياسي
دوره قاجاريه ومشروطيت
+ نوشته شده در ۱۳۸۵/۰۵/۰۵ ساعت 1:1 توسط قربان زاده
|
کلک مشکین تو روزیکه ز ما یاد کند